سیره اهل بیت علیهم السلام درارتباط با نامحرم
617 بازدید
تاریخ ارائه : 4/17/2014 9:53:00 AM
موضوع: تاریخ و سیره

سیره اهلبیت (علیهم السلام)

درارتباط با نامحرم

مقدمه :

رهبران اسلامي در قول و فعل و تقرير خويش بر آن هستند تا به ارايه بهترين ها و كامل ترين هاي اخلاقي، وضعيت اخلاقي را ارتقا دهند. از اين رو پيامبر گرامي مأموريت بعثت خويش را اكمال مكارم اخلاقي برمي شمارد و ديگر رهبران و امامان معصوم(ع) به پيروي از آن حضرت نه تنها به اين مهم دعوت كردند بلكه خود در سنت و سيره خويش بهترين ها و كامل ترين ها را به نمايش گذاشتند تا مردم بتوانند با پيروي از آنان خدايي شدن را تجربه كنند.

سخن از سيره اخلاقي امامان(ع) با توجه به كمبود منابع بسيار سخت و دشوار است؛ زيرا كم تر مورخي به سيره عملي آنان در زندگي توجه كرده و به جزئيات آن پرداخته است و بيش تر راويان حديث به ضبط و ثبت سخنان و روايات ايشان بسنده كرده و كم تر به حوزه ثبت و ضبط گزارش ها و اخبار زندگي ايشان توجه داشته اند. از اين رو حجم اين دسته از اخبار و احاديث بسيار كم است.

با اين همه از آن جايي كه امامان معصوم(ع) هرگز سخني را بر زبان نمي رانند كه خود پاي بند به مفاهيم آن نباشند، مي توان حكم كرد كه سفارش ها و سخنان آنان به ديگران، در حقيقت همان سيره عملي آنان است و نمي توان سنت ايشان را از سيره آنان تفكيك كرد؛ چرا كه خود بر اين باورند كه «رطب خورده كي (چون) منع رطب كند»؛ زيرا خداوند فرمان داده تا انسان پيش از اين كه ديگران را به امري فرمان دهد يا پرهيز دهد و نهي نمايد، مي بايست خود عامل بدان باشد. از اين رو خداوند در مقام سرزنش گروهي از مومنان مي فرمايد: «اي كساني كه ايمان آورده ايد، چرا آن چه مي گوئيد، خود بدان عمل نمي كنيد. گناه بسيار بزرگي است كه بگوئيد آن چه را خود عمل نمي كنيد.»[1][1]

و در جايي ديگر مي فرمايد: «آيا مردم را به نيكي فرمان مي دهيد و خودتان را فراموش مي كنيد.»[2][2]

در خصوص روابط دو جنس مخالف،ديدگاه‌هاي افراطي و تفريطي وجود دارد. برخي آن را تا حد روابط خواهر و برادر بالا برده و بر اساس آن، بيشترين آزادي را در اينگونه ارتباطات روا مي‌دانند. برخي ديگر به طور مطلق هر گونه ارتباط با غير همجنس را ناصحيح قلمداد مي‌کنند.

بنابراين، پيشوايان دين به عنوان سرمشق و اسوه هاي بشريت، خود به آن چه به عنوان سنت در سخن خويش بيان و دعوت مي كردند، عمل مي كردند و در عمل به نيكوترين آن ها سبقت مي جستند تا به حكم خداوند «واستبقوا الخيرات» در كارهاي نيكو و اعمال خير بر يكديگر سبقت بجوييد.»[3][3] و نيز حكم «و سارعوا الي مغفره من ربكم؛ به مغفرتي از پروردگارتان شتاب گيريد»[4][4] عمل كرده باشند.

با توجه به فرمان و سفارش آيه 145 اعراف: «و در الواح تورات براي او در هر موردي پندي و براي هر چيزي تفصيلي نگاشتيم، پس فرموديم: «آن را به جد و جهد بگير و قوم خود را وادار كن كه بهترين آن را فراگيرند، به زودي سراي نافرمانان را به شما مي نمايانم.» ائمه نيز بهترين و نيكوترين هر چيزي را مي گرفتند و به بهترين و نيكوترين شكل عمل مي كردند؛ چنان كه در ميان افكار و انديشه ها و آراء و سخنان نيز اين گونه عمل مي كردند و با شنيدن همه آن ها، بهترين و نيكوترين را انتخاب كرده و بدان عمل مي كردند تا به حكم آيه 81 سوره زمر عمل كرده باشند كه خداوند مي فرمايد: «به سخن گوش فرا مي دهند و بهترين آن را پيروي مي كنند. اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان.»

در اين ميان، اسلام دين تعادل است و افراد جامعه اسلامي را به رعايت حد اعتدال در امور فراخوانده است:

«وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاس؛[5][5]‏ همان‏گونه (كه قبلة شما، يك قبلة ميانه است) شما را نيز، امت ميانه‏اى قرار داديم (در حد اعتدال، ميان افراط و تفريط؛) تا بر مردم گواه باشيد.» از سوي ديگر، خداوند متعال با حکمت خويش، مناسبات و روابط انساني و از جمله روابط با جنس مخالف را به صحيح‌ترين وجه ممکن ترسيم کرده است.

از آنجا که ارتباط با نامحرم در قالب رفتارهايي چون نگاه، گفتگو و تماس بدني متصور است، مباحث اين بخش متمرکز بر اين موارد خواهد بود.

رفتارهاي موجود درارتباط با نامحرم :

نگاه :

ده حقیقت شگفت انگیز درباره چشم :

1-چشم هابعدازمغزپیچیده ترین عضوبدن هستند.

2-چشم هابیش ازدومیلیون بخش فعال دارند.

3-چشم هادرهرساعت سی وشش هزار بیت (BITS واحداندازه گیری اطلاعات) اطلاعات تهیه می کند.

4-چشم درشرایط مناسب وصحیح می تواندروشنایی یک منبع نوررادرفاصله بیست دو ونیم کیلومتری تشخیص دهد.

5-نزدیک به هشتادوپنج درصدکل معلومات ازراه چشم ها بدست می آید.

6-چشم هاازشصت وپنج درصدمسیرهای منتهی به مغزاستفاده می کنند.

7-چشم هامی توانندفوراصدهاماهیچه واندام رادربدن فعال کنند.

8-درطی یک عمرطبیعی،چشم ها می توانند مانندیک دوربین بیست وچهارمیلیون عکس ازدنیای اطراف ماتهیه کنند.

9-ماهیچه هایی که ازداخل،چشم هارا حرکت می دهند،ازقوی ترین عضلات برای این کارهستند.این عضلات صدبرابرقوی ترازمقدارموردنیازهستند.

10- کره چشم افرادبزرگسال دوونیم سانتیمترقطرداردوازکل کره فقط، یک ،ششم آن درمعرض دید قراردارد.

عظمت این عضوپیچده به حدی است که خداوند متعال درآیه هشت سوره مبارکه بلد این چنین ازآن یاد می فرماید : الم نجعل له عینین... .آیا ما به او دو چشم عطا نکردیم ؟

مولا علی علیه السلام درکلامی حکمت آمیزمی فرماید : القلب مصحف البصر.[6][6] مغزوروح انسان بایگانی چشم می باشد.

نگاه به تصاوير، افراد و يا مناظري که باعث تحريک شهوت مي‌شود و انسان را از ياد خدا غافل مي‌کند، از نظر خداوند متعال ممنوع دانسته شده و زنان و مردان با ايمان موظف شده‌اند که چشم خود را از ديدن چنين صحنه‌هايي فرو بندند: «قُلْ لِلْمُؤْمِنينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِم ... وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِن‏؛[7][7] به مؤمنان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فروگيرند ... و به زنان با ايمان بگو چشم‌هاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگيرند.»

چشم‌پوشي از نگريستن به چنين ديدني‌هايي تأثيرات ارزشمندي همچون موارد زير دارد:

زدودن زمينة شهوت‌راني

زمينه طغيان شهوت را از بين مي‌برد. به همين دليل امير المومنين(عليه‌السلام) مي‌فرمايند: «نِعْمَ صَارِفُ الشَّهَوَاتِ غَضُّ الْأَبْصَار؛[8][8] فرو افکندن چشمان از گناه، چه بازدارنده خوبي از شهوات است.»

و نيز فرمودند: «ليس يزني فرجك إن غضضت طرفك؛[9][9] اگر نگاهت را مهار کني، دامنت به زنا آلوده نمي‌شود.» البته همچنانکه مهار چشم از نگريستن به نامحرم زمينه‌ساز مهار شهوت است، خودداري از مشاهدة امور مرتبط با آن مانند لباس هم، زمينه چشم‌پوشي از مشاهدة وي را فراهم مي‌کند. چنانچه حضرت مسيح(عليه‌السلام) مي‌فرمايد:

لَا تَكُونَنَّ حَدِيدَ النَّظَرِ إِلَى مَا لَيْسَ لَكَ فَإِنَّهُ لَنْ يَزْنِيَ فَرْجُكَ مَا حَفِظْتَ عَيْنَكَ فَإِنْ قَدَرْتَ أَنْ لَا تَنْظُرَ إِلَى ثَوْبِ الْمَرْأَةِ الَّتِي لَا تَحِلُّ لَكَ فَافْعَل؛[10][10]

نبايد به چيزى كه بر تو روا نيست، خيره نگاه كنى، زيرا تا وقتى كه چشمت را حفظ كنى هرگز دچار زنا نمى‏شوى، و اگر توانستى به لباس زنى كه نامحرم است نگاه نكنى، نگاه نكن.

آسودگي خاطر

از آن جا که، شخصي که صحنه‌هاي تحريک کننده را مي‌بيند لزوماً به مشاهده‌هاي خود نمي‌رسد، ولي نسبت به آنچه ديده دل مشغولي پيدا مي‌کند، خاطري آشفته و پريشان خواهد داشت. در مقابل، کنترل نگاه، خاطري آسوده را براي فرد به ارمغان مي‌آورد. از اين رو، امير المومنين(عليه‌السلام) مي‌فرمايند:

مَنْ غَضَّ طَرْفُهُ أَرَاحَ قَلْبَه؛[11][11]کسي که چشم (از محارم) فرو بندد، دل خويش را راحت کرده است.

چشيدن طعم ايمان

توفيق چشيدن طعم ايمان و بندگي را به انسان عنايت مي‌کند. امام صادق(عليه‌السلام) ناظر به همين مطلب است که مي‌فرمايد:

النَّظْرَةُ سَهْمٌ مِنْ سِهَامِ إِبْلِيسَ مَسْمُومٌ مَنْ تَرَكَهَا لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا لِغَيْرِهِ أَعْقَبَهُ اللَّهُ إِيمَاناً يَجِدُ طَعْمَه؛[12][12] نگاه تيري از تيرهاي مسموم شيطان است. هر کس آن را صرفاً براي خدا ترک نمايد، خداوند به او ايماني عطا مي‌کند، که طعمش را خواهد چشيد.

هر چند چشم‌پوشي از نگاه حرام، حتي بدون انگيزه الهي نيز مانع ارتکاب گناهاني چون زنا مي‌گردد، و حسرت و اندوه را از انسان سلب مي‌کند؛ اما زماني به تقويت ايمان و بندگي منجر مي‌شود که انگيزه جلب رضايت خداوند، تنها انگيزه فرد محسوب شود.

به دلايل فوق، کنترل و مهار نگاه، فرد را از افتادن در ورطه نابودي و هلاکت باز مي‌دارد. امام علي(عليه‌السلام) در روايت زير به اين حقيقت اشاره کرده‌اند:

مَنْ غَضَّ طَرْفَهُ قَلَّ أَسَفُهُ وَ أَمِنَ تَلَفَه؛[13][13] آن کس که ديده بپوشد، کمتر تاسف مي‌خورد و از هلاکت نيز ايمن مي‌گردد.

دانستن این نکته بسیارمفید به نظرمی رسدکه ممکن است عده ای باشنیدن ویادیدن این آیات وروایات اینگونه تصورکنند که اسلام دین زندگی نیست ودائم بدنبال نهی انسان می باشد.درحالی که اگربه قرآن کریم مراجعه کنیم مثلا درخصوص نگاه کردن ویانگاه نکردن نکات جالبی بدست می آید. واِژه (نظر) ومشتقات آن درحدود سی وپنج بار درقرآن کریم ذکر شده است ازباب نمونه آیه یکصد هشتادوپنج سوره اعراف قابل اشاره است:

أَوَ لَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْ‏ء .... . آيا آنها در حكومت و نظام آسمانها و زمين و آنچه خدا آفريده است (از روى دقت و عبرت) نظر نيفكندند؟

درحالی که واژه (غض) به معنای چشم پوشی فقط دردو آیه از کل قرآن کریم ذکرشده است.(آیه سی و سی ویکم سوره مبارکه نور) پس می توان گفت دراسلام عزیز هرنگاهی که باعث فلج شدن مغز می شود وقدرت تحلیل وتصمیم درست راازانسان می گیرد ممنوع شده. ولی درمقابل هرنگاهی که باعث رشدتفکرانسان وسیرسریع تربه مراحل بالاتر کمال انسانی می شود درتوجه به آنهابسیار تاکیدشده است .

گفتگو

درباره گفتگو توجه به این نکات ضروری است :

1- نوع صحبت کردن .

2-تفکرات صحبت کنندگان .

3-نگاه های صحبت کنندگان .

4-کلماتی که صحبت کنندگان باهم به کارمی برند.

5-نوع بیان .

6-تن صداکه بانازوعشوه ویاباجدیت ومعمولی است .

سخن گفتن با نامحرم نيز از جمله مواردي است که مي‌تواند زمينه برخي انحرافات جنسي را در بين افراد فراهم کند. از سوي ديگر، گاه صحبت کردن با جنس مخالف اجتناب‌ناپذير مي‌شود. از اين رو، لازم است با رعايت مواردي که در پي مي‌آيد، آثار منفي اينگونه گفتگوها به حداقل برسد.

به کارگيري محتواي پسنديده

از آداب اسلامي در گفتگو با نامحرم آن است که از محتواي پسنديده در مکالمات استفاده و از به کارگيري مطالب مرتبط با تمايلات غريزي اجتناب شود. در داستان حضرت يوسف(عليه‌السلام) در قرآن کريم آمده است که زليخا و زنان مصر باب مراوده را با يوسف گشودند. آن حضرت که متوجه خطر اين مراوده و بيان سخنان تحريک‌آميز شد، از خداوند اينگونه مدد خواست:

قالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَني‏ إِلَيْهِ وَ إِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ الْجاهِلينَ؛[14][14]

گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اينها مرا بسوى آن مى‏ خوانند! و اگر مكر و نيرنگ آنها را از من باز نگردانى، بسوى آنان متمايل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!

از اين آيه استفاده مي‌شود که طرح چنين مطالبي در گفتگو با نامحرم تا آنجا خطرناک است که يوسف(عليه‌السلام) نيز با آن مقام طهارت و قداست، از آن بيمناک بوده و حاضر مي‌شود با رفتن به زندان، خود را از چنين موقعيتي خلاصي بخشد.

پرهيز از شوخي با نامحرم

از آنجا که شوخي کردن با نامحرم، حريم ميان آنها را کم رنگ نموده و احتمال وقوع گناه را در بين آنان تقويت مي‌کند، اولياي دين افراد را از مزاح با نامحرم برحذر داشته‌اند.

و از پيامبر اکرم(صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم) درآخرین خطبه ای که ازایشان نيز نقل شده است ، که فرمودند:

مَنْ فَاكَهَ امْرَأَةً لَا يَمْلِكُهَا- حُبِسَ بِكُلِّ كَلِمَةٍ كَلَّمَهَا فِي الدُّنْيَا أَلْفَ عَامٍ فِي النَّار؛[15][15]

کسي که با زن نامحرمي مزاح کند، به ازاي هر کلمه‌اي که با او سخن گفته، هزار سال در دوزخ حبس مي‌شود. ابابصير، از شاگردان امام صادق(عليه‌السلام) مي‌گويد در کوفه به زني قرآن مي‌آموختم و روزي اتفاق افتاد که با او مزاح کردم. هنگامي که در مدينه به محضر امام باقر(عليه‌السلام) وارد شدم، مرا سرزنش کرد و فرمود: مَنِ ارْتَكَبَ الذَّنْبَ فِي الْخَلَاءِ لَمْ يَعْبَأِ اللَّهُ بِهِ- أَيَّ شَيْ‏ءٍ قُلْتَ لِلْمَرْأَةِ- فَغَطَّيْتُ وَجْهِي حَيَاءً وَ تُبْتُ- فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ علیه السلام لَا تَعُد؛[16][16]

کسي که در خلوت مرتکب گناه شود، خدا به او اعتنا نمي‌کند. چه چيزي به آن زن گفتي؟ - از خجالت چهره خود را پوشاندم و توبه کردم- حضرت فرمود: ديگر تکرار مکن.

پرهيز از فروتني در گفتگو

علاوه بر آنکه لازم است محتواي مطالبي که بين دو جنس مبادله مي‌شود، پسنديده باشد، همچنين ضرورت دارد که افراد لحن کلام خود را به گونه‌اي قرار دهند که از ايجاد هر گونه تحريک، تطميع و وسوسه در مخاطب جلوگيري شود. خداوند متعال به همسران پيامبر مي‌فرمايد:

يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذي في‏ قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا؛[17][17]

اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از زنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد؛ پس به گونه‏ اى هوس‏ انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد».

اى همسران پيامبر ص شما همچون يكى از زنان عادى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد"(يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ).

شما به خاطر انتسابتان به پيامبر ص از يك سو، و قرار گرفتنتان در كانون وحى و شنيدن آيات قرآن و تعليمات اسلام از سوى ديگر داراى موقعيت خاصى هستيد كه مى‏ توانيد سرمشقى براى همه زنان باشيد، چه در مسير تقوا و چه در مسير گناه.

بنا بر اين موقعيت خود را درك كنيد و مسئوليت سنگين خويش را به فراموشى نسپاريد و بدانيد كه اگر تقوا پيشه كنيد در پيشگاه خدا مقام بسيار ممتازى خواهيد داشت.

و به دنبال اين مقدمه كه طرف را براى پذيرش مسئوليتها آماده مى‏سازد و به آنها شخصيت مى‏دهد نخستين دستور در زمينه عفت صادر مى‏كند و مخصوصا به سراغ يك نكته باريك مى‏رود تا مسائل ديگر در اين رابطه خود بخود روشن گردد، مى‏فرمايد" بنا بر اين به گونه‏ اى هوس‏ انگيز سخن نگوئيد كه بيماردلان در شما طمع كنند" (فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ).

بلكه به هنگام سخن گفتن، جدى و خشك و بطور معمولى سخن بگوئيد، نه همچون زنان كم شخصيت كه سعى دارند با تعبيرات تحريك كننده كه گاه توام با ادا و اطوار مخصوصى است كه افراد شهوت ران را به فكر گناه مى‏ افكند سخن بگوئيد.

تعبير به" الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ" (كسى كه در دل او بيمارى است) تعبير بسيار گويا و رسايى است از اين حقيقت كه غريزه جنسى در حد تعادل و مشروع عين سلامت است، اما هنگامى كه از اين حد بگذرد نوعى بيمارى خواهد بود تا آنجا كه گاه به سر حد جنون مى‏رسد كه از آن تعبير به" جنون جنسى" مى‏كنند و امروز دانشمندان انواع و اقسامى از اين بيمارى روانى را كه بر اثر طغيان اين غريزه و تن در دادن به انواع آلودگيهاى جنسى و محيطهاى كثيف به وجود مى‏ آيد در كتب خود شرح داده‏اند.

در پايان آيه دومين دستور را به اين گونه شرح مى‏ دهد:" شما بايد به صورت شايسته‏ اى كه مورد رضاى خدا و پيامبر ص و توام با حق و عدالت باشد سخن بگوئيد" (وَ قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً).

در حقيقت جمله لا تخضعن بالقول اشاره به كيفيت سخن گفتن دارد و جمله قُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفاً اشاره به محتواى سخن.

البته" قول معروف" (گفتار نيك و شايسته) معنى وسيعى دارد كه علاوه بر آنچه گفته شد، هر گونه گفتار باطل و بيهوده و گناه‏ آلود و مخالف حق را نفى مى‏ كند.

ضمنا جمله اخير مى‏ تواند، توضيحى براى جمله نخست باشد، مبادا كسى تصور كند كه بايد برخورد زنان پيامبر ص با مردان بيگانه موذيانه يا دور از ادب تفسير نمونه باشد، بلكه بايد بر خورد شايسته و مؤدبانه و در عين حال بدون هيچگونه جنبه‏ هاى تحريك آميز داشته باشد.[18][18]

پيام‏ها:

1- حساب خانواده‏ى رهبران دينى از سايرين جداست و بايد بيش از ديگران مراقب رفتار خود باشند. «يا نِساءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّساءِ» (موقعيّت اجتماعى، محدوديّت آور است.)

2- وقتى به زنان پيامبر كه بيشترشان پير و سالخورده بوده و زندگى ساده‏اى داشتند هشدار داده مى‏شود كه با كرشمه و ناز سخن نگويند، زنان جوان و زيبا بايد حساب كار خود را بكنند.يا نِساءَ النَّبِيِ‏ ... فَلا تَخْضَعْنَ‏ ...

3- با كرشمه سخن گفتن زن، بى تقوايى است. «إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ»

4- قرآن براى سخن گفتن نيز آدابى بيان مى‏كند. «فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ»

5- تنها طمع بيمار دلان، براى آنكه زن خود را كنترل كند، گرچه تصميم جدّى نداشته باشند. فَلا تَخْضَعْنَ‏ ... فَيَطْمَعَ‏

6- افراد آلوده، از مقدّسات نيز دست طمع بر نمى‏دارند. يا نِساءَ النَّبِيِ‏ ... فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ‏.

7- نبايد گفتار و رفتار زن تحريك كننده باشد. «فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ»

8- در جامعه‏ ى نبوى نيز همه‏ى افراد سالم نيستند. «فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ»

9- نبايد كارى كنيم كه حتّى يك نفر دچار گناه و فساد شود. «الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ» و نفرمود «الذين فى قلوبهم» .

10- چشم چرانى و هوسبازى يك بيمارى روحى است. «فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ» .

11- گرچه كسى كه بيمار دل است مشكل دارد، «فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ» امّا من نبايد كارى كنم كه او را تحريك كند. فَلا تَخْضَعْنَ‏ ... فَيَطْمَعَ‏ .

12- طورى سخن بگوييد كه هم محتوا خوب باشد «قَوْلًا مَعْرُوفاً» و هم شيوه، سالم باشد.«فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ».[19][19]

اختصار و اکتفا به حد ضرورت

آنگاه که حضرت موسي(عليه‌السلام) از مصر خارج شد و به مدين رسيد، جمعي از مردان را مشاهده کرد که دور چاه آبي حلقه زده و براي دام‌هاي خود، از آن آب مي‌کشند. کمي دورتر دو زن را مشاهده کرد که تنها از گوسفندانشان مراقبت مي‌کردند. حضرت موسي(عليه‌السلام) که از رفتار آنان تعجب کرده بود، پرسيد: «ما خَطْبُكُما؛ «كار شما چيست؟ (چرا گوسفندان خود را آب نمى‏دهيد؟!)» آنان پاسخ دادند: «لا نَسْقي‏ حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ وَ أَبُونا شَيْخٌ كَبيرٌ؛[20][20] ما آنها را آب نمى‏دهيم تا چوپان‌ها همگى خارج شوند؛ و پدر ما پيرمرد كهنسالى است (و قادر بر اين كارها نيست.)» روشن است که اين مکالمه در نهايت ايجاز صورت گرفته و هيچ کلام زايدي مطرح نشده است. حتي هنگامي که آن حضرت گوسفندان آنان را سيراب کرد، بدون گفتن کلمه‌اي از آنان فاصله گرفت و به جايگاه خويش بازگشت،«فَسَقى‏ لَهُما ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّل؛[21][21]‏ موسى براى (گوسفندان) آن دو آب كشيد؛ سپس رو به سايه آورد». اين امر نشان مي‌دهد که رعايت اختصار و ميزان ضرورت، از شاخص‌هاي گفتگوي مطلوب با نامحرم است.

فَجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِي عَلَى اسْتِحْياءٍ قالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ ما سَقَيْتَ لَنا فَلَمَّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قالَ لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ .[22][22]

ناگهان يكى از آن دو به سراغ او آمد در حالى كه با نهايت حيا گام برمى‏داشت و گفت:

پدرم از تو دعوت مى‏كند تا مزد سيراب كردن گوسفندان را براى ما به تو بپردازد هنگامى كه موسى نزد او (شعيب) آمد و سرگذشت خود را شرح داد گفت نترس از قوم ظالم نجات يافتى!

جمله (تمشی علی استحیاء) بسیار آموزنده ومعناداراست .

قالَتْ إِحْداهُما يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ. [23][23]

يكى از آن دو (دختر) گفت: پدرم! او را استخدام كن، چرا كه بهترين كسى را كه استخدام مى‏توانى كنى آن كس است كه قوى و امين باشد.

دخترى كه در دامان يك پيامبر بزرگ پرورش يافته بايد اين چنين مؤدبانه و حساب شده سخن بگويد، و در عبارتى كوتاه و با كمترين الفاظ حق سخن را ادا كند.

اين دختر از كجا مى‏دانست كه اين جوان هم نيرومند است و هم درستكار، با اينكه نخستين بار كه او را ديده بر سر چاه بوده و سوابق زندگيش براى او روشن نيست.

پاسخ اين سؤال معلوم است: قوت او را به هنگام كنار زدن چوپانها از سر چاه براى گرفتن حق اين مظلومان و كشيدن دلو سنگين يك تنه از چاه فهميده بود، و امانت و درستكاريش آن زمان روشن شد كه در مسير خانه شعيب راضى نشد دختر جوانى پيش روى او راه برود، چرا كه باد ممكن بود لباس او را جابجا كند .[24][24]

موقعيت حضور

فضا و موقعيت حضور دو جنس مخالف نيز در جهت سلامت يا فساد رابطه تأثيرگذار است. از اين رو، در منابع اسلامي موارد زير مورد تأکيد قرار گرفته است.

پرهيز از خلوت کردن با نامحرم

فضاي حضور نامحرمان نبايد به گونه‌اي خلوت باشد که امکان ورود ساير افراد در آن وجود نداشته باشد، چرا که خلوت‌گزيني با جنس مخالف، موقعيت را براي تحقق گناه فراهم مي‌سازد. محمد طيار از ياران امام صادق(عليه‌السلام) مي‌گويد وارد مدينه شدم، چون براي مدتي مي‌خواستم در آنجا سکونت کنم، دنبال منزلي براي اجاره مي‌گشتم. خانه‌اي پيدا کردم که داراي دو اتاق بود که با يک در از يکديگر جدا شده‌ بودند. يکي از اتاق‌ها در اختيار زني جوان بود. به دليل آنکه اين دو اتاق به يکديگر راه داشتند، از اجارة آن منصرف شدم و صلاح نديدم در منزلي که زني جوان زندگي مي‌کند، خانه بگيريم. اما آن زن گفت اگر شما اين اتاق را اجاره کني من در را مي‌بندم. من نيز به اين شرط پذيرفتم. اما بعد از سکونت، آن زن به بهانة اينکه مي‌خواهد از نسيم هوا استفاده کند در اتاق را باز مي‌گذاشت. در برابر درخواست اکيد من براي بستن در مقاومت کرد و حاضر به اين کار نشد. به محضر امام صادق(عليه‌السلام) رسيدم و ماجرا را با ايشان در ميان گذاشتم. آن حضرت فرمود:

تَحَوَّلْ مِنْهُ فَإِنَّ الرَّجُلَ وَ الْمَرْأَةَ إِذَا خُلِّيَا فِي بَيْتٍ كَانَ ثَالِثُهُمَا الشَّيْطَان؛[25][25]

از آنجا به جاى ديگر برو؛ زيرا هيچ مرد و زنى در مكانى خلوت نكنند مگر آنكه شيطان سومى آنها باشد.

متن کامل، این روایت نورانی بدین شرح است :

رُوِيَ عَنْ مُحَمَّدٍ الطَّيَّارِ، قَالَ‏ دَخَلْتُ الْمَدِينَةَ وَ طَلَبْتُ بَيْتاً أَتَكَارَاهُ فَدَخَلْتُ دَاراً فِيهَا بَيْتَانِ بَيْنَهُمَا بَابٌ وَ فِيهِ امْرَأَةٌ فَقَالَتْ تُكَارِي هَذَا الْبَيْتَ قُلْتُ بَيْنَهُمَا بَابٌ وَ أَنَا شَابٌّ قَالَتْ أَنَا أُغْلِقُ الْبَابَ بَيْنِي وَ بَيْنَكَ فَحَوَّلْتُ‏ مَتَاعِي‏ فِيهِ وَ قُلْتُ لَهَا أَغْلِقِي الْبَابَ فَقَالَتْ تَدْخُلُ عَلَيَّ مِنْهُ الرَّوْحُ دَعْهُ فَقُلْتُ لَا أَنَا شَابٌّ وَ أَنْتِ شَابَّةٌ أَغْلِقِيهِ قَالَتِ اقْعُدْ أَنْتَ فِي بَيْتِكَ فَلَسْتُ آتِيكَ وَ لَا أَقْرَبُكَ وَ أَبَتْ أَنْ تُغْلِقَهُ فَأَتَيْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَسَأَلْتُهُ عَنْ ذَلِكَ فَقَالَ تَحَوَّلْ مِنْهُ فَإِنَّ الرَّجُلَ وَ الْمَرْأَةَ إِذَا خُلِّيَا فِي بَيْتٍ كَانَ ثَالِثُهُمَا الشَّيْطَانَ.

حريم گرفتن نسبت به جنس مخالف

سبک زندگي اسلامي در معاشرت با جنس مخالف حاکي از آن است که رعايت حريم و گونه‌اي فاصله تا حد زيادي سلامت ارتباط را تامين مي‌کند. خداوند متعال اين حقيقت را به ياران پيامبر گوشزد کرده است:

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ... وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِن؛[26][26]

و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را (بعنوان عاريت) از آنان ‏[همسران پيامبر] مى‏خواهيد از پشت پرده بخواهيد؛ اين كار براى پاكى دل‌هاى شما و آنها بهتر است.

نکته مهم اين آيه آن است که خداوند ياران مؤمن و همسران پيامبر را که از نعمت همسري رسول خدا برخوردارند، به رعايت حريم توصيه مي‌کند. بر اين اساس، رعايت حريم از سوي افراد مجرد، جوان و ضعيف الايمان، ضرورت ويژه‌اي مي‌يابد. حريم نگه داشتن زن در برابر مردان نامحرم، ابزاري است که زن براي حفظ مقام و موقعيت خود در برابر مردان مي‌تواند از آن استفاده کند.

دراین زمینه ذکراین روایت درباره حریم گرفتن حضرت زهراء سلام الله تعالی علیه ازیک مردنابینابسیار قابل تامل می باشد.

این روایت ازطرق مختلف نقل شده است ازجمله امام سجاد ازامام حسین ،ازامام صادق وازحضرت علی علیهم السلام :

ِ أَنَّ فَاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ ص اسْتَأْذَنَ عَلَيْهَا أَعْمَى فَحَجَبَتْهُ فَقَالَ لَهَا النَّبِيُّ (ص) لِمَ‏ حَجَبْتِهِ‏ وَ هُوَ لَا يَرَاكِ فَقَالَتْ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنْ لَمْ يراني [يَرَنِي‏] فَأَنَا أَرَاهُ وَ هُوَ يَشَمُّ الرِّيحَ فَقَالَ النَّبِيُّ ص أَشْهَدُ أَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنِّي.[27][27]

پوشش و آرايش

نحوه پوشش و آرايش در برابر جنس مخالف نيز عاملي مؤثر در کيفيت مطلوب يا نامطلوب رابطه محسوب مي‌شود. در منابع اسلامي توصيه‌هاي متعددي در زمينه پوشش و آرايش به چشم مي‌خورد.

رعايت حجاب کامل

با اينکه رعايت پوشش صحيح مرد و زن، از مصاديق سبک زندگي اسلامي به شمار مي‌رود، اما به لحاظ جذابيت ويژة زنان، بر مراعات پوشش کامل از سوي آنان تأکيد شده است. خداوند متعال در آية زير فلسفه اين حکم را بيان کرده است:

يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنينَ يُدْنينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْن؛[28][28]

اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها [روسرى‏هاى بلند] خود را بر خويش فرو افكنند، اين كار براى اينكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگيرند بهتر است.»

از اين آيه استفاده مي‌شود که زنان مسلمان با رعايت حجاب صحيح شناسايي مي‌شوند و مورد آزار و اذيت قرار نخواهند گرفت. اين آيه همچنين بر لزوم حجاب کامل دلالت دارد، چنانچه خداوند نمي‌فرمايد از جلباب استفاده کنيد، بلکه مي‌فرمايد جلباب‌هاي خود را بر خويش فرو افکنيد. يعني زنان از پوشش جلباب به شکل صحيح استفاده نمي‌کرده‌اند و بخشي از مو يا بدن آنان نمايان مي‌شده است، و طبق اين آيه موظف شدند که بدن و موي خود را به نحو کامل بپوشانند. اين نکته از آية 31 سوره نور نيز استفاده مي‌شود: «وَ لْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِن...؛ و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) ...».

پرهيز از آرايش

آرايش کردن از آن رو که مانند برج جلب توجه مي‌کند، در قرآن «تبرج» ناميده شده و زنان از آن نهي شده‌اند: «وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِيَّةِ الْأُولى؛[29][29]‏ و همچون دوران جاهليّت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد.» نکته جالب توجه اين آيه آن است که تبرج به گونه‌اي با جاهليت مرتبط شده و اين نشانگر آن است که خودنمايي رفتاري جاهلانه است. ممکن است دليل جاهلانه شمرده شدن اين رفتار آن باشد که فرد با جلوه‌گري سعي در مطرح ساختن خود دارد، حال آنکه خودنمايي تنها زمينه را براي سوء استفاده‌ کنندگان فراهم مي‌سازد، بدون آنکه نتيجه مطلوبي براي خويش به دنبال داشته باشد. البته خودنمايي از مفهومي وسيع برخوردار بوده و شامل هر رفتار جلب توجه کننده‌اي همچون آرايش چهره و دست‌ها، عطر زدن، پوشيدن کفش و لباس با رنگ يا مدل تحريک برانگيز و امثال آن مي‌شود.

تماس بدني

به دليل جنبه تحريک کنندگي تماس بدني، هرگونه لمس جسماني نامحرم ممنوع شده است. به عنوان نمونه، به چند روايت در اين خصوص اشاره مي‌شود. رسول خدا(صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم) فرمودند:

مَنْ صَافَحَ امْرَأَةً حَرَاماً جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَغْلُولًا- ثُمَّ يُؤْمَرُ بِهِ إِلَى النَّار؛[30][30]

کسي که با زني نامحرم دست دهد، در روز قيامت با غل و زنجير آورده و دستور داده مي‌شود که به دوزخ افکنده شود.

در خصوص در آغوش گرفتن نامحرم نيز فرمودند:

مَنِ الْتَزَمَ امْرَأَةً حَرَاماً قُرِنَ فِي سِلْسِلَةِ نَارٍ مَعَ شَيْطَانٍ- فَيُقْذَفَانِ فِي النَّار؛[31][31]

هر کس زن نامحرمي را در آغوش گيرد، به وسيله زنجيري آتشين، با شيطاني قرين گشته و هر دو در آتش فرو مي‌افتند.

روابط دختر و پسر

ارتباط دختر و پسر که موضوعي بسيار سؤال انگيز است، محور مباحث فصل دوم اين مقاله را تشکيل مي‌دهد.که به اختصاربه آن می پردازیم.

از جمله اموري که در اين فصل مورد اشاره قرار خواهد گرفت، تعريف، انگيزه‌ها و پيامدهاي ارتباط است.

تعريف: منظور از روابط دختر و پسر در اين‌جا «ارتباط نسبتاً طولاني و مداوم دو جنس مخالف است که به مقاصدي همچون شناخت يکديگر براي ازدواج، تامين نياز عاطفي و غريزي، همکاري، مدد رساني، کنجکاوي، چشم و هم چشمي و ... برقرار شده و معمولاً با ابراز عواطف همراه است .»

بنابراين، چنين روابطي از اين ويژگي‌ها برخوردار است:

1-معمولاً مستمر و طولاني است.

2-با تبادل پيام‌هاي عاطفي و ابراز احساسات همراه است.

3-بيشتر به صورت پنهاني و به دور از چشم خانواده‌ها صورت مي‌گيرد.

4-اغلب در محيط‌هاي غير رسمي چون پارک، سينما و ... برقرار مي‌شود.

انگيزه‌هاي ارتباط

چنانچه ذکر شد، ارتباط دختر و پسر با انگيزه‌هاي متعددي همچون موارد زير، صورت مي‌پذيرد:

نياز به تأمين محبت: دختر و پسري که مورد بي مهري والدين قرار گيرند، و عواطف و احساسات‌شان در خانواده بدون پاسخ بماند، چه بسا براي تأمين اين نياز، به سمت دوستي با جنس مخالف گام بردارند.[32][32]

کنجکاوي: برخي از دختران و پسران که شناخت لازم را از جنس مخالف ندارند و مايلند در اين زمينه اطلاعاتي به دست آورند، براي تجارب قبلي ديگران وقعي ننهاده و اشتياق دارند که اين شناخت را خود به دست آورند.

نياز غريزي به جنس مخالف: دوران جواني هنگام شدت گرفتن غريزة جنسي و تمايل به جنس مخالف است. بر اين اساس، جواناني که اين نياز را در خود احساس کرده و توانايي تأمين آن را از راه ازدواج ندارند، به اينگونه روابط رو مي‌آورند.

ارتقاي سطح شخصيت اجتماعي: در برخي جوامع، دوستي با جنس مخالف نشانه رشد يافتگي و منزلت اجتماعي افراد شمرده مي‌شود! در اينگونه موقعيت‌ها، حتي ارتباط دوستانه با افراد بيشتر، علامت توانايي و کمال يافتگي اجتماعي فرد محسوب مي‌شود!

انگيزه‌هاي نوع دوستانه: در مواردي، فرد به انگيزة خيرخواهي و کمک براي حل مشکلات طرف مقابل، به ارتباط گسترده و مستمر با او مي‌پردازد و سعي مي‌کند با همدلي و همدردي، گامي در جهت حل مشکلاتش بردارد.

همسرگزيني: انگيزه گروه زيادي از افرادي که به برقراري ارتباط با جنس مخالف اقدام مي‌کنند، آن است که بتوانند ارزيابي مناسبي از طرف مقابل پيدا کنند و در صورتي که او را مطلوب تشخيص دهند، زمينه ازدواج با او را فراهم سازند. آنان بر اين باورند که اينگونه ارتباطات مي‌تواند شناخت مستقيمي را در مورد فرد فراهم کند و زمينه را براي ازدواجي مستحکم به وجود آورد.

پيامدهاي ارتباط

ارتباط با جنس مخالف، داراي پيامدهاي منفي و مثبتي است که اينک به اختصار مورد توجه قرار مي‌گيرد:

پيامدهاي مثبت

برخي از محاسني که مي‌توان براي اين گونه ارتباط‌ها بر شمرد عبارت است از:

شناخت ويژگي‌هاي جنس مخالف:

ارتباط مي‌تواند آگاهي فرد را نسبت به جنس مخالف افزايش داده و تا حدودي او را در جريان ويژگي‌ها، افکار، احساسات و رفتارهاي جنس مقابل قرار دهد.

شناخت عيني خصوصيات فرد مورد نظر:

از طريق ارتباط مي‌توان شناختي مستقيم و بدون واسطه از فرد مورد نظر به دست آورد و به جاي استناد به گفته‌هاي ديگران، مي‌توان به مشاهدات عيني و بي‌واسطه خود تکيه کرد.

تأمين نياز عاطفي:

از پيامدهاي اينگونه روابط تأمين نيازهاي عاطفي است. اين مسئله به ويژه در مورد افرادي صدق مي‌کند که از پشتيباني عاطفي در خانواده برخوردار نيستند.

پيامدهاي منفي

اما روابط دوستانه با جنس مخالف داراي پيامدهاي منفي زير نيز مي‌باشد:

رفتار تصنعي:

از آنجا که ارتباط مقدمه‌اي براي شناخت بيشتر و اعتمادسازي به شمار مي‌رود، احتمال ابراز رفتارهاي غير اصيل و تصنعي افزايش مي‌يابد. مثلاً فرد نقش بازي مي‌کند و بيش از آنچه هست ادب و احترام را رعايت مي‌کند، رفتارهاي سخاوت‌مندانه از خود نشان مي‌دهد و علاقة وافر خود را به طرف مقابل ابراز مي‌کند. بر اين اساس، شناخت حاصل شده از ارتباط چندان قابل اطمينان نخواهد بود و ممکن است با رفتارهاي فريبکارانه آميخته شود.

دلبستگي:

پيامد طبيعي ارتباط دو جنس مخالف آن هم به مدت طولاني، ايجاد علاقه، محبت و دلبستگي است. بر اين اساس، ارتباط با فردي که قصد شناخت او را داريم، نه تنها زمينة شناخت جدي و همه جانبه را فراهم نمي‌کند، بلکه موجب ‌مي‌شود رفتارهاي ناپسندي را که به آن يقين داريم، توجيه نماييم. چنانچه در روايت پيامبر اکرم(صلي‌الله‌عليه‌وآله‌و‌سلم) نقل شده: «حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِم؛[33][33] دوست داشتن يک چيز، تو را کر و کور مي‌سازد.»

اضطراب:

نگراني‌هاي متعددي زمينه اضطراب افرادي را که به ارتباط اقدام کرده‌اند، فراهم مي‌سازد:

1- نگراني از قطع ارتباط از سوي طرف مقابل؛

2- نگراني از اطلاع يافتن ديگران (والدين، بستگان، آشنايان، رقيبان، مخالفان و ...)؛

3- احساس گناه و نافرماني خداوند؛

4- نگراني از مخالفت‌هاي احتمالي خانواده‌ها و سر نگرفتن ازدواج.

فقدان تمرکز:

اضطراب و نگراني‌هاي فوق به آشفتگي ذهني و از دست دادن تمرکز افراد منجر مي‌شود. اين گونه افراد گاه ساعت‌ها کتابي را در مقابل خود مي‌گشايند ولي حتي موفق به تمرکز براي فهم يک سطر از آن نمي‌شوند! افت شديد تحصيلي نتيجه مستقيم فقدان تمرکز و اضطراب به شمار مي‌رود.

احتمال سوء استفاده طرف مقابل:

فرض بر آن است که در مواردي نيت واقعي فرد مقابل همچون ساير خصوصياتش مجهول است و به همين دليل به برقراري ارتباط با او اقدام مي‌شود. در اين صورت، احتمال آنکه طرف مقابل از سلامت اخلاقي لازم برخوردار نبوده و قصد سوء استفاده باشد، دور از واقعيت نخواهد بود. دلبستگي به طرف مقابل نيز زمينه سوء استفاده را بيشتر فراهم کرده، موجب آن مي‌شود که فرد به لحاظ علاقمندي به طرف مقابل و ترس از دست دادن او، به زعم خود، اعتماد وي را جلب کرده و به خواسته‌هاي او جامه عمل بپوشاند.

قطع يک جانبه ارتباط:

پيامد بعدي که معمولاً پس از سوء استفاده رخ مي‌دهد، قطع يک جانبة ارتباط از سوي فرد سوء استفاده کننده است. در اين شرايط، او به دليل ترس از پيامدهاي اجتماعي افشاي روابط، ارتباط خود را با طرف مقابل قطع مي‌کند و او را با دنيايي از پشيماني و حسرت رها مي‌کند.

افسردگي:

بحران رواني و افسردگي از مهم‌ترين پيامدهاي قطع يک جانبه ارتباط محسوب مي‌شود. فردي که به يک‌باره روابط دوستانه خود را پايان يافته مي‌بيند، خود را غرق در انبوهي از مشکلات حل ناشدني مي‌بيند و اميد به آيندة سعادت‌مندانه را از دست مي‌دهد. به ويژه آنکه نمي‌تواند موضوع را با خانواده و ديگران در ميان نهاده و از آنان براي حل اين مشکل مدد جويد.

بدبيني به جنس مخالف:

قبلاً گفته شد که يکي از ثمرات ارتباط، شناخت جنس مخالف است. اما اگر پايان ارتباط به نقطه‌هاي ذکر شده ختم شود، نه تنها شناخت دقيقي از جنس مخالف حاصل نمي‌شود، بلکه همواره حس عدم اعتماد و نوعي بدبيني نسبت به آن جنس در فرد شکل مي‌گيرد. اين بدبيني ازدواج آينده فرد را نيز به مخاطره مي‌اندازد.

کاهش اعتماد:

البته ممکن است اين ارتباط به ازدواج بيانجامد. اما حتي در صورت ازدواج، هيچ يک از طرفين به ديگري اعتماد کامل نخواهد داشت و هر يک احتمال ارتباط همسر خود را با ديگران احتمالي دور از واقعيت نمي‌داند. امام علي(عليه‌السلام) مي‌فرمايد:

مَنْ وَضَعَ نَفْسَهُ مَوَاضِعَ التُّهَمَةِ فَلَا يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ الظَّن؛[34][34]

آن كه خود را در جاهايى كه موجب بدگمانى است نهاد، آن را كه گمان بد بدو برد سرزنش مكناد.

تزلزل زندگي مشترک:

دلبستگي حاصل شده از ارتباط موجب مي‌شود که طرفين بر اساس عشق شديد و بدون برخورداري از اطلاعات کامل نسبت به يکديگر، با هم ازدواج کنند. بديهي است که پس از گذشت مدتي از زندگي مشترک و آن‌گاه که عشق نخستين رو به تعديل مي‌گذارد، معايب هر يک به تدريج آشکار شده و توجه طرف مقابل را به خود جلب مي‌کند. اين آغاز سرخوردگي و دلسردي است که پايان آن جدايي و يا اختلاف و کشمکش مستمر است.در مجموع مي‌توان گفت هرچند مي‌توان منافع و محاسني جزئي براي ارتباط در نظر گرفت، اما اولاً اين منافع سطحي و ناقص است و ثانياً هزينة به دست آوردن اين منافع جزئي بسيار سنگين و غير قابل جبران است و اين هزينه براي دختران به مراتب بيشتر از پسران خواهد بود.

شايد به دليل پيامدهاي نامطلوب اين قبيل روابط است که اسلام چنين روابطي را مجاز نمي‌شمارد و از آن نهي کرده است. در قرآن کريم چنين آمده است:

الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ وَ لا مُتَّخِذي أَخْدان؛[35][35]

امروز چيزهاى پاكيزه براى شما حلال شده؛ و (همچنين) طعام اهل كتاب، براى شما حلال است؛ و طعام شما براى آنها حلال؛ و(نيز) زنان پاكدامن از مسلمانان، و زنان پاكدامن از اهل كتاب، حلالند؛ هنگامى كه مهر آنها را بپردازيد و پاكدامن باشيد؛ نه زناكار، و نه دوست پنهانى و نامشروع گيريد.

همچنين در آيه‌اي ديگر زنان را از ارتباط دوستانه با جنس مخالف باز داشته است:

وَ مَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلاً أَنْ يَنْكِحَ الْمُحْصَناتِ الْمُؤْمِناتِ فَمِنْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ مِنْ فَتَياتِكُمُ الْمُؤْمِناتِ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإيمانِكُمْ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْكِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَناتٍ غَيْرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدان‏؛[36][36]

و آنها كه توانايى ازدواج با زنان(آزاد) پاكدامن باايمان را ندارند، مى‏توانند با زنان پاكدامن از بردگان باايمانى كه در اختيار داريد ازدواج كنند- خدا به ايمان شما آگاه‏تر است؛ و همگى اعضاى يك پيكريد- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزويج نماييد، و مهرشان را به خودشان بدهيد؛ به شرط آنكه پاكدامن باشند، نه بطور آشكار مرتكب زنا شوند، و نه دوست پنهانى بگيرند.

از آيه فوق استفاده مي شود که ارتباط دوستانه با ارتباط نامشروع متفاوت است، و به همين دليل در عرض آن ذکر شده و مورد نهي خداوند قرار گرفته است.


vخلاصة مباحث

1.مهار و کنترل چشم از ديدني‌هاي تحريک کننده نتايج مطلوبي همچون از بين بردن زمينه شهوت، تمرکز فکر و آسودگي خاطر، چشيدن طعم ايمان و ايمني از هلاکت را به همراه دارد.

2.به کارگيري محتواي پسنديده، پرهيز از شوخي و فروتني در گفتگو، و اکتفا به حد ضرورت در صحبت، از شاخص‌هاي سبک زندگي اسلامي در گفتگو با نامحرم به شمار مي‌رود.

3.حريم گرفتن از نامحرم و پرهيز از خلوت کردن با او، به سلامت حضور در موقعيتي که نامحرم در آن قرار دارد، مي‌انجامد.

4.در موضوع پوشش و آرايش، رعايت پوشش کامل و پرهيز از خودآرايي و خودنمايي، شاخصة سبک زندگي اسلامي محسوب مي‌شود.

5.در تعاليم اسلامي،به دليل جنبه تحريک‌کنندگي تماس بدني،هر گونه لمس جسماني نامحرم، ممنوع شده است.

6.منظور از ارتباط دختر و پسر، ارتباط نسبتاً طولاني و مداوم دو جنس مخالف است که با اهدافي همچون شناخت يکديگر براي ازدواج، تامين نياز عاطفي و غريزي، همکاري، مددرساني، کنجکاوي، چشم و هم چشمي و ... برقرار مي‌شود و معمولاً با ابراز عواطف همراه است.

7.ارتباط با جنس مخالف مي‌تواند تا حدي به شناخت جنس مقابل و خصوصيات فرد مورد نظر منجر شود و نياز عاطفي را تامين کند.

8.رفتار تصنعي، دلبستگي، اضطراب، تشويش فکر، سوء استفاده طرف مقابل، قطع يک جانبة ارتباط، افسردگي، بدبيني به جنس مخالف، کاهش اعتماد و تزلزل زندگي مشترک از جمله آسيب‌هاي احتمالي رابطة دختر و پسر شمرده مي‌شود.

9.بر اساس تعاليم اسلامي، روابط دوستانه دختر و پسر روا دانسته نمي‌شود.

آخردعوانا ان الحمدلله رب العالمین

[1][1] - صف، آيات 2 و 3

[2][2] - بقره، آيه 44

[3][3] - مائده، آيه 48 و بقره، آيه 148

[4][4] - آل عمران، آيه 133

[5][5] . سوره بقره، آیه143.

[6][6] - بحار الانوار ، ج 8 ص 328 .

[7][7] . سوره نور، آیات30و31. .

[8][8]. تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص260.

[9][9] . تحریر المواعظ العددیه، علی مشکینی، ص109.

[10][10] . مجموعه ورام، ورام بن ابی فراس،‌ ج1، ص62. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 20 ص 236 .- مجموعه ورام ج 3 ص 62

[11][11] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص260.

[12][12] . من لا يحضره الفقيه، ج4، ص18.

[13][13] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم، ص260.

[14][14] . سوره یوسف، آیه33.

[15][15] . بحار الانوار، ج73، ص363. وسائل الشیعه ج 20 ص 198 جامع احادیث شیعه ج 25 ص 650.

[16][16] . بحار الانوار، ج46، ص247. - وسائل الشیعه ج 20 ص 198 .

[17][17] . سوره احزاب، آیه32.

[18][18]- تفسير نمونه، ج‏17، ص: 287

[19][19]- تفسير نور(10جلدى)، ج‏7، ص: 358

[20][20] . سوره قصص، آیه23.

[21][21] . همان، آیه 24.

[22][22] - همان، آیه 25 .

[23][23] - سوره قصص، آیه 26

[24][24] - تفسير نمونه، ج‏16، ص: 64

[25][25] . من لا یحضره الفقیه، ج4، ص341.

[26][26] . سوره احزاب، آیه 53.

[27][27] - ازسیزده منبع نقل شده ازجمله ، بحارالانوار ج 43 ص 91 – مستدرک الوسائل ج 14 ص 289 .

[28][28] . همان، آیه59.

[29][29]. سوره احزاب، آیه33.

[30][30] . بحار الانوار، ج73، ص363.

[31][31] . همان، ج73، ص334.

[32][32]. «عوامل و آسیب‌های روابط ناسالم دختر و پسر»، محبوبه جوکار، فصلنامه تخصصی طهورا، قم، موسسه آموزش عالی بنت الهدی، سال سوم، شماره پنجم، 1389، صص33-64.

[33][33].بحار الانوار، ج 74، ص167.

[34][34] . نهج البلاغه، حکمت159، ص391.

[35][35]. سوره مائده، آيه 5.

[36][36]. سوره نساء، آيه 25.